.

Great Depression - Photo: Ebrahim Heidari
مرا نمی بخشند.
مرا نبخشیدند.
ترا نمی بخشم.
ترا که تشویشی .
ترا که تردیدی .
ترا که پچ پچ زیر لبی و رخنه ی ذهن.
ترا نمی بخشند.
به تهمت دیدن.
به جرم زمزمه کردن ،
و عشق ورزیدن.
به اتهام شنودن،
و بازگو کردن.
مرا نبخشیدند.
ترا نمی بخشند.
که بی گناهی ، و بخشش سزای پاکان نیست.
بر آستان دنائت بسای پیشانی ،
به من نگاه مکن ،
وگرنه این تو و آغاز بی سرانجامی…
نصرت رحمانی






نیستی چرا؟ ستاره سهیل شدی، زنگ بزن کارت دارم
راستی عکس خیلی خوبه، چرا از ما از این عکسا نمی گیری استاد؟
آفرین. واقعا آفرین
ثبت بسیار خوبی شده، کنتراست بالا خیلی به عمیق شدن عکس کمک کرده. منتظر نمایشگاهت هستم.
بی معرفتی مرد…بی معرفت!
خطی خبری زنگی چیزی آخه…
زیباست مثل مابقی کارهایتان
کارهایتان را دوست دارم و دلتنگی هایتان می آزاردم. موفق باشید
عالی عالی عالی مثل همیشه
آقا بیا کار خبری رو بیخیال شو بزن تو کار پرتره، خداییش نگاهت خیلی خوبه
مرسی! عالی است
سلام
عکس بسیار زیبایی است
افرین
ولی این ادم خیلی درب و داغونه
و خسته
کمکش کن
سلام ابراهیم خان …
حیف دلم نمیاد جای … بذارم بی معرفت
فوق العاده است این تصویر
همین
برقرار باشی
هر آغازي پاياني دارد اما بسته به اينكه در طول مسير چگونه بودي بسته است اين همان لحظه تحول وجود است.
اين يكي عكست سخت بدلم نشست.يكي از اون عكس هايي كه مي شه واقعاً بهشون لقب استاپينگ شات رو داد.بخصوص لب مدل ؛ چه سكوت سنگي حكمفرماست بر لبانش ؛ و مي توانم حس كنم چشم هاي بسته و حس و حال مدلت را.
چه خوب ارتباط برقرار مي كنم با اين عكس.
سعي كم از اين قبيل كارها بيشتر بزاري !