.

زنده یاد دکتر پروین دشتی - عکس: ابراهیم حیدری
وقتی که من بچه بودم ،
خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد ،
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت .
اسماعیل خویی
.

زنده یاد دکتر پروین دشتی - عکس: ابراهیم حیدری
وقتی که من بچه بودم ،
خوبی زنی بود که بوی سیگار می داد ،
و اشکهای درشتش
از پشت آن عینک ذره بینی
با صوت قرآن می آمیخت .
اسماعیل خویی
.

Great Depression - Photo: Ebrahim Heidari
مرا نمی بخشند.
مرا نبخشیدند.
ترا نمی بخشم.
ترا که تشویشی .
ترا که تردیدی .
ترا که پچ پچ زیر لبی و رخنه ی ذهن.
ترا نمی بخشند.
به تهمت دیدن.
به جرم زمزمه کردن ،
و عشق ورزیدن.
به اتهام شنودن،
و بازگو کردن.
مرا نبخشیدند.
ترا نمی بخشند.
که بی گناهی ، و بخشش سزای پاکان نیست.
بر آستان دنائت بسای پیشانی ،
به من نگاه مکن ،
وگرنه این تو و آغاز بی سرانجامی…
نصرت رحمانی
.

زنده یاد قیصر امین پور - عکس: ابراهیم حیدری
نه!
کاری به کار عشق ندارم
من هیچ چیز و هیچ کسی را
دیگر
در این زمانه دوست ندارم
انگار
این روزگار چشم ندارد من و تو را
یک روز
خوشحال و بی ملال ببیند
زیرا
هر چیز و هر کسی را
که دوست تر بداری
حتی اگر که یک نخ سیگار
…یا زهرمار باشد
از تو دریغ می کند
پس من با همه وجودم
خودم را زدم به مردن
تا روزگار ، دیگر
کاری به کار من نداشته باشد
این شعر تازه را هم
ناگفته می گذارم…
تا روزگار بو نبرد…
گفتم که
کاری به کار عشق ندارم!
آینه های ناگهان – قیصر امین پور
.,.

زنده یاد منوچهر احترامی - عکس: ابراهیم حیدری
منوچهر احترامي در سن 67سالگي درگذشت.
به گزارش خبرنگار بخش ادب خبرگزاري دانشجويان ايران (ايسنا)، اين طنزپرداز پيشكسوت و خالق اثر معروف «حسني نگو يه دستهگل»، در ساعتهاي آغازين امروز (چهارشنبه، 23 بهمنماه) بر اثر نارسايي قلبي، در يكي از بيمارستانهاي تهران از دنيا رفت.
منوچهر احترامي متولد سال 1320 در تهران، طنزنويسي حرفهيي خود را از هفتهنامهي طنز «توفيق» آغاز کرد. او علاوه بر همکاري با راديو، تلويزيون و سينما، پژوهشگر، مدرس و داور بسياري از جشنوارههاي طنز و کودکان بود.
احترامي همچنين از قديميترين نويسندگان ادبيات کودک و نوجوان بود، که مجموعهي کارهاي «حسني نگو يه دستهگل» او از دههي 60 تا امروز، با مجموع تيراژ چندميليوني همچنان يکي از محبوبترين کتابهاي کودکان بهشمار ميرود.
.

فرمان فتحعلیان (نوازنده، خواننده و آهنگساز) - عکس: ابراهیم حیدری
آن که حال مردم دیوانه می داند، منم
آن که سوز سینه پروانه می داند، منم
آن که در جام محبت باده می ریزد تویی
آن که قدر ساغر و پیمانه می داند، منم
آن که خلقی را به چشمی می کند افسون، تویی
آن که افسون رخ جانانه می داند، منم
آن که دل می سوزد و افسانه می سازد، تویی
وآن که از سوز جگر افسانه می سازد، منم
طاق ابروی تو محراب است و چشمت می فروش
آن که راه مسجد و میخانه می داند، منم
(از متن آهنگ«سوز سین» با صدای فرمان فتحعلیان)
پ.ن: آلبوم «مقیم»، آخرین ساخته فرمان فتحعلیان را از اینجا دانلود کنید.