ما افسانه مي گوييم …

14 01 2009

.

ابراهیم یدری

باغ لوکوس - عکس: ابراهیم حیدری

بهار از باغ ما رفتست ما افسانه مي گوييم

پرستوها ندانستند و بر قنديل يخ مردند

بهار از باغ ما رفتست مي خواندند پيچک ها
شما بيهوده مي گوييد و ما بيهوده مي روييم

بهار اينجاست ما فرياد مي کرديم
بر شاخ صنوبرها
هنوز از برگهاي برگ
دريايي است

مي خواندند پيچک ها : چه مي گوييد؟
چه دريايي
شما ديگر نمي خوانيد
ما ديگر نمي روييم

بهار بودي اي باد ترا با جان ما پيوند
بهار از باغ ما رفتست
ما افسانه مي گوييم .

م.آزاد (محمود مشرف تهرانی)


کارها

اطلاعات

2 جواب

24 01 2009
میثم کربلائی

good

7 02 2009
ياسمن ميرزايي

بهار سالهاست كه براي ما افسانه است ما فراموش آتش و شمشادو آفتابيم

دیدگاه‌تان را بنویسید: