آیینه ای و آه

26 05 2008

.

با هر بهانه و هوسی عاشقت شدست
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شدست

چیزی ز ماه بودن تو کم نمی شود
گیرم که برکه ایی نفسی عاشقت شدست

ای سیب سرخ غلت زنان در مسیر رود
یک شهر تا به من برسی عاشقت شدست

پر می کشی و وای به حال پرنده ای
کز پشت میله ی قفسی عاشقت شدست

آیینه ای و آه که هرگز برای تو
فرقی نمی کند چه کسی عاشقت شدست

فاضل نظری – گریه های امپراطور

ارسال به: Balatarin :: Donbaleh :: Mohandes :: Del.icio.us :: Digg :: Stumble :: Furl :: Friendfeed :: Twitthis :: Facebook :: Addthis to other :: Subscribe to Feed


کارها

اطلاعات

4 جواب

26 05 2008
nunu

به به چه خانم با شخصیتی

26 05 2008
رئوف محسني

غم زمانه خورم يا فراق يار كشم
به طاقتي كه ندارم كدام بار كشم
.

27 05 2008
یاسمن میرزایی

آمد کنار حوصله من تنگ نشست
مثل هميشه پنجره ها را ولي نبست
گفتم چقدر سهم حقيرست اين زمين
گفت آسمان، براي من و تو هميشه هست
خورشيد شد به آتش کشيد تن مرا
خنديد، بند بند وجودم زهم گسست
پيچيد بوي تلخ وداع هميشگي
افتادم از نهايت چشمش، دلم شکست
از درد حلقه ميزدم و دم نميزدم
دريا و آسمان و زمين، دست روي دست
حالا نشسته ام به تماشاي روزها
حالا اسير بازي اين روزگار پست
حالا منم که سنگ صبور زمين شدم
او يک پرنده شد در افقهاي دور دست
پيچيد بوي خاطره اي تلخ در تنم
آمد کنار حوصله ام تنگ تر نشست

27 05 2008
nunu

دیدگاه‌تان را بنویسید: