پایه ی آسمون

5 05 2008

.

ستون آسمون خراش، سایه ات رو ننداز رو سرم
تو شب بی ستاره هم، من از تو آفتابی ترم
یه روز میاد که آدما تو رو به هم نشون بدن
به ارتفاعت لقب پایه ی آسمون بدن
اما خودت خوب می دونی، پایه نداره آسمون
اون که زمینی نمی شه با حرف پوچ این و اون
پس واسه تب صدا نکن، نگو بلندترین منم
من واسه رسوا کردنت حرف از درختا می زنم
درختای مرده هنوز خواب پرنده می بینند
پرنده های بی درخت رو سیمهای برق می شینن
به قد و قامتت نناز، آهای بلند بی خبر
درخت ها باز قد می کشن حتی تو سایه تبر

یغما گلرویی


کارها

اطلاعات

یک پاسخ تا “پایه ی آسمون”

7 05 2008
روشن نوروزی (11:55:01) :

مخلص استاد … !

دیدگاه‌تان را بنویسید:

شما می توانید از این برچسبها استفاده کنید : <a href="" title=""> <abbr title=""> <acronym title=""> <b> <blockquote cite=""> <cite> <code> <del datetime=""> <em> <i> <q cite=""> <strike> <strong>