.
دلم تنگ است
دلم مي سوزد از باغي که مي سوزد،
نه بيداري،
نه ديداري،
نه دستي بر سر ياري.
مرا آشفته مي سازد،
چنين آشفته بازاري …
« زندگی باید همین باشد تفسیر فاجعه »
نام (لازم)
میل (منتشر نخواهد شد) (لازم)
وبنامه
مرا از دیدگاههای بعدی از طریق ایمیل باخبر کن.