.
مش رمضون!ديدي تو شهر ، رو گردهي ما زين زدن ؟
ديدي كه پهلوونا رُو ، با يه كلك زمين زدن ؟
غولِ سياِه وسوسه ، غيرت ما رُو خورده بود!
كباب چرب پايتخت ، گوشت الاغ مرده بود!
ديدي چه ساده گم شدن ، آرزوهامون توي باد؟
آخ چي ميشه كه نون ده ، باز توي سفرهمون بياد؟
اما نه پاي رفتن و ، نه روي برگشتني هست
زندگيمون همين شده ، دلتنگي خيلي زياد
یغما گلرویی







دوست عزیز ! از مش رمضونت خوشم امد دست خوش !